شاید روزگاری به آنها بپردازم. دوستی از سر درد بهم تاخت که ؛«هی فلانی چرا در این سالیان در باره مجتبا کاری نکردی؟» در آن جا پاسخم سکوت بود. میدانستم از سر درد مشغول دیالوگ است. در انتهای مراسم عذرخواهی کرد ولی بهش متذکر شدم؛« در وبلاگم واژه نویس، که رسانه شخصی بنده است، بارها اشاراتی به مجتبا داشتم و در نشریه سرو هم ذکر جمیل مجتبا را شاهد بودیم». یکی از آخرین موارد مربوط یاداشتی با عنوان «جای خالی نویسندگان دیارمان در قفسه مجتمع سروکاشمر» است که در ساعت هفت و 22 دقیقه عصر پنجشنبه 22 بهمن 1394 (Feb 11, 2015 ) نگاشتم و اگر اشتباه نکنم در شماره 187 دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد. بازنشر آن مطلب در امروز 5 شنبه شانزده آذر، روز تدفین مجتبای عزیز خالی از لطف نیست:
وارد مجتمع سروکاشمر که می شوی سمت چپ قفسه کتابی رُخ می نماید. تعدادی کتاب با بی نظمی به تو لبخند می زنند. روزگاری قرار بود اینجا محل نمایش آثار نویسندگان کاشمر باشد. این مهم به درستی محقق نشد. نبود نام و نشان بسیاری از نویسندگان مقیم کاشمر در این قفسه آزار دهنده است. ردی از آثار نویسندگان کاشمری مقیم مشهد و تهران هم در این قفسه دیده نمی شود.
طنز تلخ آن است که این قفسه در هر مراسم منعقد در مجتمع در معرض دید شرکت کنندگان است. گویا نگاه موشکافانه مسئولان این مجتمع شامل این قفسه نمی شود. کتاب های داخل قفسه گژ و مژ شده اند. آثا
برچسب: عبدالله,
نویسنده: مهدی نوری
تاريخ: شنبه
18 آذر
1396 ساعت: 3:50